خرید بک لینک
در شهر سیلویا یک فیلم تقریبن صامت سرشار از صدادر جلسه چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ ، حسین نشاطی، امیر وزین ، علی مرادی و امیر قاضی پور ، پیرامون فیلم در شهر سیلویا صحبت کردند□ در شهر سیلویا یک فیلم تقریبن صامت سرشار از صدا . وقتی سروصداهای متحرک فیلم به مانند سینماتوگرافِ روبر برسون، تبدیل به موسیقی میشوند□ دیالکتیکِ رویاپرداز استاد خوزه لوئیس گورین . گریزِ شاعرانه و جمع و جور به استراسبورگ در فیلم در شهر سیلویا□ جایی که حسین نشاطی، از شباهت فیلم در شهر سیلویا با فیلم کسوف از آنتونیونی گفت . به زودی فایل صوتی جلسه، احتمالن بصورت پادکست در کانال تلگرام " شعر بی پایان " منتشر شده است □ خاطره ساده از چهره معشوق. سادهترین نگاههای انسان در شهر سیلویا. زیبایی یک چهره . معمای یک غریبه . ژستها . تراموایی همیشه حاضر در شهر . رویاپردازی مسحور . مناظری سخاوتمندانه برای نقاش جوان . قرار گرفتن چهرههای متعدد پشت هم . روی سکوی تراموا نشستن، بدونِ جسم نشان دادن آدمها. اوقات شبانه روز . صداهای در شهر سیلویا مثلِ یک صدای آکوستیک مثلِ یک سمفونی□ وقتی شکل ناپدید میشود، اطراف ظاهر میشود□ سنگفرش ها . تراس کافهها . خطوط تراموا و تصاویر معکوس . واقعیتهای اجتماعی مدرن در فیلمِ در شهر سیلویا . نگاه کردن به نگاهامیر قاضی پور . جلسه سینماشعر

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 28 بهمن 1401 ساعت: 19:29

صفحه را که بست. اگر کسی «دیده نمی شود»شعری از امیر قاضی پور دهانِ باز، رویِ آتشبر نوکِ زبان، با موهایِ کوتاهبه تنِ مورب / به اسمِ مارگوریتا: به هنگام شهری بود وسطِ زماندستهایِ من روی انگورها به چشم میخورد«مجانی فضایی که ایستادهای».: دست هاشو به طرف دو ساعت دراز میکند" الان به دنیا آمدم "دست به جیب میبرمدر چشمت بودم -وزن بدنم را بییندازمحس میکنم دارم نگاه میکنمبعد همه چیز دارمنه تصویری - نه باجهایسازه ای داد آب و نان..............................................خوانش شعر بالا ریحانه نامدار: سلام وهمه اش روی آسفالت خیابان درازمیکشی که من بیایم دستت رابگیرم وبگویم تورا به خدادیگرهیچ ماشینی نیست که ازاینجا ردنشده باشد تونمیمیری ...نمیشودکه بمیری مرگ داردبچه اش راازمدرسه برمیگرداند نگاه کن ...وتو همانطورشعرشدی...

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 28 بهمن 1401 ساعت: 19:29

مجتبا حدیدی : در شعر امیر قاضی پور همیشه یک رویداد هست که خط اصلی متن را بیان میکنه. مثلن شعری داشتی که هنوز یک بخشی از اون یادمه "برایم چنگ و سم بیاور" آنجا "رویداد" یک "فاجعه" است که در متن اتفاق میافته و حد پایداری مخاطب برای شنیدنش تبدیل به یک ضریب مقاومتی میشه.مخاطب خاص با هر بار شنیدنش در خود اون متن دوباره پایداری میکنه و متن حالت تقابلی پیدا میکنه.شعر هولدرلین فقط از این ماهیت خاص برخورداره، البته تا اونجا که من میدونم ................................شعری از امیر قاضی پورضربدر زدن ضربدر زدنلالهها در وهله یِ اولخون از بدنم میرفتجعبه فقط آینهبازیافتت چروک یافته / بدن،رفته درخت،جاودانهاز میانِ انگشتانم ضربه زدنِ هوای تازهآن ها حتا توی آن تُنگ شیشهای حتا ماهی نیستندتشدید نیست در میانِ انگشتانم در میانِ مهدندانهایِ زرد از میانِ اکسیژن،تنم را به جراحان بسپر / مرا تسخیر برایم چنگ یا سَم بیارتمام روز بمیرن خوراکیها تمام روز لاتین هجاهای نامفهومکلیسایِ یک درختداربستهای نادیده / بلوایِ سبزهابی رنگ مثلِ پوستِ دهانماهی هم بی رحم استشاتوت هم غروبها را رنج میبردرنگ پریدگیِ شاتوتها دیدنی نیستخونِ همه از بدنشانمهم نیست بشقابهای بیمارستان نفسِ مُردگان داشته باشدمیل به کشته شدندر آب، جیغ میکشن- - -امیر قاضی پور

برچسب: نویسنده: مانی رحیمی تاريخ: جمعه 28 بهمن 1401 ساعت: 19:29

صفحه بندی